ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )

132

اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )

محمد ميرزا را يارى داده‌اند . اتلام كه مايل به جنگ نبود تسليم شد . او در عين حال از زاهد علىخان پرسيد علت اين تغيير ناگهانى رفتار افغانان با هلنديان چيست ؟ آيا تو دستورهاى پنهانى دربارهء ما دارى ؟ من همچنانكه قبلا توضيح داده‌ام تنها بر طبق دستورهاى مقامات شركت هلند رفتار كرده‌ام . زاهد علىخان پاسخ داد : من به تو اخطار كرده بودم كه اگر فقط پانصد تومان پيشكش دهى و توجه كنى كه مقدارى سرب و باروت هم به اين پيشكش‌ها بيفزائى همه چيز روبراه خواهد شد . تو مىتوانى در دفترهاى شركت دربارهء مصرف سرب و باروت دست ببرى چون باتاويا ( Batavia ) نيازى به تحقيق در اين باره ندارد . در 12 ژانويه 1728 زبردست‌خان با نزديك هشتصد مرد براى دستگيرى سلطان محمد ميرزا مدعى تاج و تخت صفوى به ميناب رفت . در غياب او صفى قلى بيگ مسئول ادارهء شهر بود . در 16 ژانويه زبردست‌خان دربارهء پيروزى خود بر شاهزاده خبرهائى فرستاد . خراج كاركنان بومى هلند به افغانان تا 22 ژانويه پايان يافته بود . منشى هلنديان به عنوان سر - كاركنان ، مسئول پرداخت خراج كاركنان به افغانان گرديده بود . او را بارها آزردند ، دشنام دادند و حتى كتك زدند . در 19 ژانويه حتى چهار افغان سر زده به خانه‌اش كه تحت حفاظت شركت هلند بود درآمدند و از قنبر على منشى هلند خواستند كه يا دو تومان باقيمانده را بپردازد و يا آمادهء خوردن چوب و فلك باشد . قنبر على اعتراض كرد و از آنها خواست اجازه دهند با اتلام گفتگو كند و افغانان اجازه دادند . در اين اثنا پسركى كه در خدمت افغانان بود جسارت ورزيده دو شتر متعلق به اتلام را از خانهء كمپانى دزديد و در حين دزدى دربان خانه را زخمى ساخت . اتلام به اين تجاوز و آزار پيوستهء ديلماج و منشى باشى شركت هلند اعتراض كرد و گفت : مرتكبان اين اعمال بايد مجازات شوند و گرنه من خود ناگزير به مجازات آنها خواهم شد . در طى پانزده سالى كه در ايران اقامت داشته‌ام هرگز رويدادهائى از اين قبيل رخ نداده است افزون بر اين شاه اشرف امتيازات شركت را تأييد كرده و به مقامات افغانى دستور